نوشته شده توسط :
این کتاب از آن روزی که به حیله دشمن و به جهل دوست لایش را بستند، لایه
اش مصرف پیدا کرد و وقتی متنش متروک شد، جلدش رواج یافت و از آن هنگام که
این کتاب را ــ که خواندنی نام دارد ــ دیگر نخواندند و برای تقدیس و
تبرک و اسباب کشی بکار رفت، از وقتی که دیگر درمان دردهای فکری و روحی و
اجتماعی را از او نخواستند، وسیله شفای امراض جسمی چون درد کمر و باد
شانه و … شد و چون در بیداری رهایش کردند، بالای سر در خواب گذاشتند
وبالاخره، اینکه می بینی؛ اکنون در خدمت اموات قرارش داده اند و نثار روح
ارواح گذشتگانش و ندایش از قبرستان های ما به گوش می رسد،
======================
قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه
مان آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند ” چه کس مرده است؟ “

چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است .

قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین
مبدل کرده ام .

یکی ذوق می کند که ترا بر روی برنج نوشته،‌ یکی ذوق میکند که ترا فرش
کرده ،‌یکی ذوق می کند که ترابا طلا نوشته ، ‌یکی به خود می بالد که ترا
در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و … آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا
موزه سازی کنیم ؟

قرآن! من شرمنده توام اگر حتی آنان که تو را می خوانند و ترا می شنوند ،‌
آن چنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند
.. اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد می زنند ”
احسنت …! ” گویی مسابقه نفس است …

قرآن !‌ من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای حفظ کردن تو با شماره صفحه ،

‌خواندن تو آز آخر به اول ،‌یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟ ای کاش آنان
که ترا حفظ کرده اند ، ‌حفظ کنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش
نکنند .

خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو .

آنان که وقتی ترا می خوانند چنان حظ می کنند ،‌ گویی که قرآن همین الان
به ایشان نازل شده است. آنچه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است
که به صلیب جهالت کشیدیم.

منبع : این قسمت سایت ایران ۲۰

بسم الله الرحمن الرحیم

رشته : مقاله

موضوع مقاله : قرآن و اجتماع

با استفاده از سوره مبارکه یوسف

مقدمه:

از آنجا که خداوند طبق بیان خود در قرآن کریم انسان را اشرف مخلوقات بیان نموده و جانشین خود در زمین قرار داده است با حکمت خودبه انسان عقل عطا نموده و اورا در معرض آزمون قرار داد تا با نشان دادن خود درجه کسب کند و بهترین ملاک و بالاترین درجه را برای او تقوی درنظر گرفت : (( اِنَّ اَکْرَمَکُمْ عِنْدَاللهِ اَتْقیکُمْ )) وچون یکی از صفات ثبوتیه خداوند عدالت است خداوند کتاب ((قرآن)) را بعنوان مکمل عقل برای او فرستادوبرای اینکه از کتاب استفاده صحیح برده شود مفسر ارسال نمود – پیامبر (ص) و ائمه طاهرین (ع) – پس اگر ما درست به تعالیم قرآن و انبیاء بنگریم و آنرا سر لوحه زندگی و کار خود قار دهیم بدون شک به پیشرفت مورد قبول پروردگارخواهیم رسید.

در این مقاله کوتاه نقش قرآن در اجتماع را در سوره مبارکه یوسف از آیه ۱ تا ۵۰ بررسی می کنیم تا مشخص شود اگر کسی به تمام آیات قرآن توجه کند به کمال مطلق انسانی که همان جانشینی خداوند است خواهد رسید.

جامعه و نیاز او به وحی الهی

طبق آیات همین سوره ، حضرت یوسف در خواب دید که یازده ستاره و خورشید و ماه او را سجده می کردند و طبق تعبیر حضرت یعقوب که به حضرت یوسف فرمودند : شما توسط خداوند برگزیده شده اید و به مقام پیامبری خواهید رسید؛ معلوم می شود که وحی رسیدن به افراد و برگزیده شدن آنان به مقام پیامبری از طرف خداوند است و افراد خاصی را شامل می شود چون او یعنی خداوند دانا و حکیم است و بر مبنای حکمتش برای انسان مفسر و راهنما گزینش می کند چون در غیر این صورت لطف و رحمت و مهربانی پروردگار زیر سوال خواهد رفت لذا اگر افرادی فقط تنها به عقل و بدون استفاده از تعالیم جهان شمول قرآن و انبیاء و زندگی جهان را در دست گیرند هم خود و هم جامعه را به بی راهه خواهند برد و اکنون غرب وتفکرغربی می خواهد جهان بدون خداوند را تبلیغ نماید که این مشکل اصلی جوامع بشری است و لازم است با این تفکر برای نجات انسان مقابله شود.

حسد و حسادت بعنوان یک بیماری روحی و روانی

آنچه ازآیات قرآن در این سوره و حتی در سوره های دیگر قرآن مخصوصا آیه ((۷)) همین سوره بر می آید این است که این بیماری می تواند در تمام افراد اجتماع وجود داشته باشد حتی فرزندان پیامبران به گونه ای که قصد قتل و هلاکت برادر خود را بنمایند. بعنوان مثال برادران حضرت یوسف وقتی این مقام را برای او متوجه شدند تصمیم به قتل او گرفتند و او را در چاه افکندند. نمونه دیگر این عمل قتل هابیل توسط برادرش قابیل است  آنجا که دید هدیه برادرش هابیل مورد پذیرش خداوند واقع شد و هدیه او رد شد حسادت ورزید و برادرش را کشت و قرآن بارها انسان را برای نجات از این بیماریها ، پناه بردن به ذات اقدس الهی را یادآور شده است .

رعایت حقوق فرزندان

آنچه ازتعالیم الهام بخش قرآن و اسلام بر می آید این است که انسان باید نسبت به تمام فرزندان خود لطف و مرحمت نماید و کوشش کند در هر زمان عدالت را نسبت به فرزندان رعایت کند و به گونه ای نباشد که با لطف و اهمیت دادن به یکی یا تعدادی از فرزندان حس حسادت را در دیگران تقویت نماید.

انسان و مبارزه او با شیطان

انسان از آنجا که با انتخاب او به عنوان جانشینی خداوند رتبه گرفت و خداوند از موجودات دیگر خواست که این رتبه آدم را ارج نهند و او را سجده کنند و تمامی موجودات دستور خداوند را اجابت نمودند شیطان تمرد از دستور حق تعالی نمود و از سجده آدم سر باز زد و خداوند او را از درگاه خود راند و مورد غضب خداوند واقع گردید . لذا کینه انسان را به دل گرفت و گفت که تمام انسانها را گمراه خواهم نمود و خداوند هم فرمود هر کس از دستورات تو پیروی کند به دوزخش می فرستم به همین علت انسان دائما در معرض اغوای شیطان است  مگر ((مخلصین له الدین))

شیطان برای فریب انسان راههایی دارد

انسان با فطرت پاک آفریده شده است و در فطرت نیک سرشت است و پرستش و پرسیدن را دوست دارد. شیطان گاهی برا ی فریب حتی ازهمین فطرت پاک استفاده می کند به گونه ای که انسان را وادار به گناه و عمل غیر اخلاقی می نماید و می گوید خداوند توبه پذیر است و بعدا توبه خواهی کرد و چندان او را به این عمل وادار می کند که فرصتی برا ی توبه پیدا نکند . لذا در آیات قرآنی و احادیث تذکر داده شده است که اطراف گناه نروید چون گناه نکردن آسانتر از توبه کردن است.

توکل به خدا

انسانهای متقی و پرهیز کار آنان که به عظمت پروردگار به یقین رسیده اند دائما با یاد خداوند قلبشان آرام است (( اَلا بِذِکْرِ اللهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوُبْ)) و در سخت ترین موقعیت مشکلی ندارند. حضرت یوسف نیز پس از شنیدن سخنان پدر به الطاف خفییه الهی یقین حاصل نمودندلذا وقتی برادرانش او را در چاه افکندند در قعر چاه قلبش آرام بود و چیزی نگذشت که وعده الهی محقق شد و به او وحی رسید که غم مخور و دلشاد باش.

صبردر مصائب

آنچه در آیات قرآن و آیاتی در همین داستان آمده است نتیجه گرفته می شود که باید در مقابل مصائب صابر و بردبار بود و از خداوند استمداد طلبید و تنها او را عبادت کرد (( اِ یّاکَ نَعْبُدُ وَ اِ یّاکَ نَسْتَعینُ)) چون در صورتیکه تنها او را عبادت کنیم و از او استعانت بخواهیم کفایت می کند چون اوست که تنها می تواند ما را از هر بلایی برهاند و غیر از او را قدرتی نیست .

غلبه قدرت خداوند بر همه قدرتها

طبق ایات وقتی برادران یوسف او را به چاه انداختند به آن اکتفا نکردند و زمانی که متوجه شدند قافله ای او را در اختیار دارد بسیار از او بد گویی نمودند تا او را کم ارزش و بی مقدار جلو دهند اما چون خواست الهی اقتدار یوسف بود او را به اقتدار رسانید و مقام نبوت را به او اعطا نمود و همه در مقابل قدرت و عظمت او مغلوب و ناتوان بودند. گر چه بسیاری از مردم بر این حقیقت آگاه نیستند که امر خداوندبر همه نافذ و قاهر است و اراده خلق مقهور امر حتمی و قطعی خداوند است.

پناه بردن به ذات اقدس الهی در مقابله با نفس پلید

اگر انسان در مقابله با هوای نفس به خداوند پناه ببرد هیچگاه هوای نفس بر او پیروز نخواهد شد همانگونه که حضرت یوسف در مقابل خواست عمل زشت بانوی خانه تن نداد و به فرمان خداوند پناه برد و اظهار داشت خداوند مرا مقامی منزه و نیکو عطا کرده چگونه خود را به ستم و عصیان آلوده کنم که خداوند هرگز ستمکاران را رستگار نسازد. در چنین تفکری است که (برهان روشن )که لطف خاص خداوند است نصیب یوسف می شود ولی آنجا که یوسف برای آگاه شدن پادشاه از وضعش در زندان به جوانی متوصل می شود و خداوند را از یادمی برد لطف خداوند شامل حال او نشده و مدت زیادی در زندان می ماند.

نجات توسط خداوند پس از پناه بردن به ذات اقدس او

اگر انسان به ذات اقدس الهی از شر شیطان پناه ببرد خداوند خود راه نجات فراهم می کند همانگونه که برای یوسف پس از پاسخ ندادن به عمل زشت بانوی خانه و فرار او ودر معرض تهمت و افتراء  قرار گرفتن راه نجات پیدا نمود. (سخن گفتن کودک در گهواره)

پیدا نمودن مقام در نزد پروردگار نیازمند تلاش و کوشش است

اگر بخواهیم در نزد پروردگار دارای مقامی باشیم باید بها پرداخت کنیم و به بهانه مقام قرب الهی حاصل نخواهد شد . همانگونه که یوسف پس از اثبات بی گناهی به دلیل حسن و جمالی که پروردگار به او بخشیده بود در امان نبود و برای نجات از گرفتاری و پاکی عفت خود زندانی شد و با این وسیله مکرو دسیسه زنان را از خود دور نمود.

وجود نیرو ، و حسی غیر از حواس ظاهری

در قرآن کریم بارها و در قصص مختلف در این باره سخنانی آورده شده است که انسان در عالم خواب چیزهایی به او می رسد که واقعیت دارد و در عالم بیداری ظاهر می شود که به رویای صادقه معروف است مثل همان خوابی که دو جوان در زندان دیدند و از حضرت یوسف تعبیر خواستند و یا خوابی که عزیز مصر دید و برای تعبیر از یوسف کمک خواستند ، آنچه مسلم است این است که انبیاء علم تعبیر خواب داشتند آنجا که یوسف فرمود: ((این علم را خداوند به من آموخته است زیرا من آئین گروهی که به خدا بی ایمان و به آخرت کافرندترک گفتم)) و این نشان می دهد کسانی یا افرادی که به خدا ایمان ندارند نمی توانند تعبیر خواب بنمایند . از طرفی از مقدرات الهی کسی نمی تواند فرار کند وآنچه خداوند برای کسی یا کسانی تقدیر کند بدون کم و کاست انجام خواهد گرفت و اگر در مفاهیم و ادعیه آمده است دعا قضا را بر می گرداند آن قضایی است که حتمی و قطعی نشده است و آن تقدیر ها با دعا تغییر خواهند کرد.

برنامه ریزی و آینده نگری

خداوند در بیان این داستان واقعیت هایی را برای زندگی بشر نمایان می کند که دائما در حال اتفاق است و در طول تاریخ تکرار می شود و از این داستانها باید عبرت گرفت آنجا که حضرت یوسف پس از این که از او در خواست می شود که تعبیر خواب کند می گوید نظام اجتماعی و وضعیت آب و هوایی دائما یکسان نیست ودر آینده بنا به خواست پروردگار خوشکسالی پیش خواهد آمد و خداوند ما را می آزماید و لذا بیان می دارد اکنون که توان بهره برداری صحیح از نعمات الهی وجود دارد باید به درستی استفاده شود و از استفاده نا بجا و اسراف پرهیز شود و با استفاده از روشهای علمی بهره وری بالا رود تا زندگی در پیچ و خم روزگار در حالت تعادل باقی بماند و با این شیوه انسان را به آینده نگری وادار می کند.

نتیجه :

در این مقاله و تحقیق کوتاه که تنها از یک سوره قرآن آنهم با استفاده از۵۰ آیه صورت گرفت روشن و آشکار می گردد که قرآن کتاب برنامه زندگی است . انسان هر چقدر از نظر علمی آگاه تر شود برداشتهای او از قرآن وسیعتر خواهد شد و انسان را به این فکر وا می دارد که اگر فقط و فقط قرآن را سر لوحه کار خویش قرار دهد نیاز به پیروی از بیگانگان ندارد و آنچه آنان به وسیله پیشرفت علوم عقلی بدست آورده اند بسیار کوچکتر از مفاهیم بلند قرآنی می باشد بعنوان مثال اگر در جوامع گوناگون از آزادی سخن گفته می شود واقعیت آزادی ، در اسلام است و اگر از حقوق بشر سخن به میان می آید اسلام به غیر از حقوق بشر حتی حقوق حیوانات را نیز در دستور کار خویش قرار داده است و اگر دانشمندانی در تحقیق پا را فراتر نهاده به کُرات دیگر می روند این قرآن است که می گوید : ((قُلْ سیرُوا فِی الْارْضِ ثُمَ انْظُررُ اکَیْفَ کانَ عاقِبَهُ  الْمُکَذِّبینَ)) بروید و در زمین بگردید اما چرا ؟ این که ببینید عاقبت دروغگویان را آنان که در ظاهر سخنان فریبنده دارند و در عمل اعمالی بسیار پستر از حیوانات . برخورد کشورهای به ظاهر متمدن در زندان های عراق ، افغانستان ، ابوغریب وگوانتانامو که بر هیچ کس پوشیده نیست



:: برچسب‌ها: قرآن
تاریخ انتشار : سه شنبه 1391/12/01 |